سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه 7 سال و 5 ماه و 25 روز سن دارد

یادگاری های امیر

ولادت امام زمان مبارک 94

با سلام و احترام  امسال هم نیت کردیم که میلاد آقا امام زمان رو در جمکران جشن بگیریم و با توکل به خدای بزرگ راهی سفر شدیم.  جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند   نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند   مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار   من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند   «ولادت امام زمان(ع) مبارک باد»   ...
12 خرداد 1394

برچسب حیوانات

با سلام  مشکل دسشویی امیر آقا برای ما کمی سخت شده بود و طی مشاوره با آشنایان، پیشنهادی مبنی بر استفاده از عکس های حیوانات در داخل دسشویی به مامان و بابایی شد و به علت علاقه شدید امیر آقا به حیوانات تصمیم گرفتیم تا اقدامی عملی انجام دهیم ، با خرید دو ورق برچسب حیوانات شروع کردیم و امیر هم استقبال کرد و به هوای آن کارش رو هم انجام می داد، ولی کمی زیاده روی شد به طوری در هر مراجعه قصد چسباندن حداقل 2 عدد برچسب به دیوار را داشت حتی در منزل اقوام، و طی مدت 2 ماه که از شروع برنامه می گذرد حدود 100 عدد لیبل در منزل خود ما و تعدادی هم در منزل آشنایان چسبانده شده است و امیر آقا همچنان به این کار علاقه نشان می دهد ولی دیگر یزچسبی خریداری نم...
25 ارديبهشت 1394

امیر جوجه کش

با سلام  مامانی صدای آقای جوجه فروش و می شنوه و یاد کودکی های خودش و جوجه هایی که داشته می افته و تصمیم می گیره برای امیر آقاش هم یک جوجه زرد خوشگل بخره ، امیر در اوایل جوجه رو خیلی دوست داشت و مراقبش بود و باهاش صحبت می کرد و بهش غذا می داد و بهش تذکر می داد که روی فرش خرابکاری نکنه ، خلاصه چند روزی که بابا و مامان و کلا خانه ما جیک جیک جوجه رو تحمل کرده و به امید بزرگ کردن اون بهش می رسیدند . در روزی از روزها که بابایی بعد از یک روز پرکار مشغول چرت زدن بود و مامانی هم غافل از امیر به خواب رفته بود، امیر آقا نقشه ای کشید مخوف، و از این میان جوجه بخت برگشته جان سالم به در نبرد که در پی بازجویی های به عمل آمده از امیر هنوز اعتراف ص...
8 ارديبهشت 1394

گردشی در تربت

با سلام  چون روز مادر نتونستیم به تربت بریم هفته بعدش به جهت تبریک روز مادر با عمو محسن رفتیم تربت و هدیه ناقابل هم به عزیز جون امیر تقدیم کردیم و در ادامه به همراه عزیز جون و عمو محسن و عمه زینب و عمو سجاد و حسین خاله به جهت هوا خوری به روستای گردشگری صنوبر در نزدیکی تربت رفتیم و هوایی تازه کردیم و خوش گذروندیم و از طبیعت زیبای بهار لذت بردیم و چندتا عکس یادگاری خوشگل هم گرفتیم .  ...
1 ارديبهشت 1394

روز مامان گلم

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش  که مهرش تا ابد در دلم جای دارد تو بهترین گل، میان شهر گلهایی تورنگ آفتابی، شب که می رسد مثل ستاره گویا مهتابی ، مادر خوبم    همسر عزیزم به خاطر تمام فداکاری هایت ممنون و همیشه دوستت دارم ...
21 فروردين 1394

امیر در اورتکند در سیزده بدر 94

با سلام  امسال 13 به در برنامه خاصی نداشتیم و قصد کردیم به یکی از ییلاقات اطراف مشهد بریم، البته مامانی برنامه ی ساده ای با دایی ها ریخته بود اما زیاد جدی نبود. روز 13 که آماده شدیم و به خانه دایی رضا رفتیم و دایی عباس و مادرجون هم آمده بودند تا تصمیم بگیریم کجا بریم و در مجموع به سمت جاده کلات به راه افتادیم و قرار شد در یک مکان خوش آب و هوا سیزده را به در کنیم ولی این رفتن همانا و بعد از حدود 3 ساعت طی طریق رسیدیم به منطقه تفریحی بهشت گمشده در نزدیکی روستای اورتکند و بعد از صرف نهار 13 که از دایی ها زحمت کباب کردن جوجه ها را کشیدن به علت خستگی استراحتی کردیم و هوا سرد و رو به تاریکی می رفت و به جهت رفتن به هشت بهشت باید شبی...
19 فروردين 1394

امیر در نوروز 94

با سلام  امسال موقع تحویل سال در خونه بودیم و در هنگام تحویل سال که مامان و بابا مشغول دعا بودند امیر آقا هفتاد یا شاید بیشتر پادشاه رو در خواب سیر می کرد که گفته اند که تا آخر سال خواب خواهد بود شاید... روز اول فروردین 94 امیر آقا با پوشیدن لباس های نو و جدیدش و بعد از گرفتن عیدی از بابا جونش و نیر گرفتن عکس یادگاری با هفت سینی که مامانی کلی واسش زحمت کشیده بود، تصمیم گرفت حهت اولین عید دیدنی به خونه مادر جون بره که البته سایر هم کیش هاش هم بودند و کلی با هم بازی و شلوغ کاری کردند . روز دوم نوبت دیدار آقاجون و عزیزجون بود و باید به تربت می رفتیم و بعدش هم به روستا که فامیل بابایی عید اونجا دور هم هستن و در راه برگشت هم ...
11 فروردين 1394