سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه 7 سال و 28 روز سن دارد

یادگاری های امیر

کفتر بازی امیر

این جمعه رفته بودیم مشهد خونه مامان جون امیر که از حسن تصادف ایشون یک کبوتر یا به قول ما مشهدی ها کفتر پیدا کرده بود و می خواست ببرش حرم آزادش کنه ولی آوردیمش جلوی امیر خان تا یکم نازش کنه اما ایشان اول که می خواست سر کفتر را از تنش جدا کنه اما با ارفاق ترجیح داد یه نیم ساعتی دنبال کفتره بره و هی بد بخت بیچاره رو این ور اون ور بپرونه و ما هم کلی خندیدیم، آخر سر هم امیر که ول کن نبود و مجبور شدیم کفتر بخت برگشته را به لونه موقتش برگردونیم تا بعداً در حرم آزادش کنند. قبلاً هم یه بار مرغ عشق های خودمون رو جلوی امیر گذاشتیم ولی عکس العملی نداشت و فقط مثل بچه خوب نگاه می کرد و موقعی می خواست از قفس بگیره و بلند شده قفس و چپ کرد روی خودش و م...
29 آبان 1391

مروارید گل پسرم

  (این مطلب رو هفته پیش نوشتم ولی به خاطر مشکلات کامپیوتری نتوانستم عکساتو درست کنم و هنوز هم برطرف  نشده اما این مطلب رو میزارم برات ،ان شاء الله عکس ها رو بعداَ میزارم)   عزیز دل مامانی ، من هر وقت خواستم بیام و برات یه پست بزارم شما اومدی و به پام چسبیدی ،و یا اینقدر جای صندلی من می چرخی و سرت میخوره به  اینطرف و اونطرف  و گریه میکنی که من پشیمون میشم از پای لپ تاپ نشستن . الانم که مثل یه گل خوابیدی . عزیز دل مامانی صبح ها ساعت 7 و نیم که من بلند میشم از خواب بلند میشی و تا ساعت 2 که سرکارم بیداری فقط گاهی وقت ها یک ساعتی خونه خانم توفیق می خوابی وگرنه تا بعد از ظهر ساعت 4 بیدار هستی و بعد می خوابی...
16 آبان 1391

هشت ماهگی

عید سعید قربان رو به همه نی نی وبلاگی ها تبریک می گم گل پسرم مبارکه هشت ماه از اومدت گذشت و من و مامانی هشت ماه پیرتر و تو جون تر شدی ایشالله همینجوری مثل یه بچه خوب بزرگ و بزرگتر بشی ...   اینم یه عکس در اولین روز هشت ماهگی   ...
5 آبان 1391
1