سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه 7 سال و 2 ماه و 25 روز سن دارد

یادگاری های امیر

سفر تیر 92

  امسال هم مثل سال های قبل نیمه شعبان هوای جمکران کردیم و سه نفری روز شنبه به سمت قم راه افتادیم تا نیمه شعبان رو در مکانی که خود آقا مقدس کرده جشن بگیریم، امیر رو هم به اجبار برای دومین بار بردیم. شنبه شب در نیمه راه خوابیدیم و ظهر خیلی خیلی گرم به قم رسیدیم و تا ساعت 5 در خانه خاله استراحت کردیم و بعد برای جشن نیمه شعبان به جمکران راهی شدیم، امسال واقعا خیلی شلوغ بود و هم خیلی گرم خلاصه امیر هم اول از همه که لب حوض نشست و خودشو خیس کرد و بعد از آن هم در آن شلوغی حوس راه رفتن کردن بود و اصلا نمیشه یه جا نگهش داشت و مدام به اشخاصی که نشسته بودند سر می زد و گاهی از خردنیهای آنها سوء استفاده می کرد. یه ساعتی هم برای اینکه خنک بشه بردمش دا...
18 تير 1392

ضربه چشم امیر

امیر آقا حدود سه هفته پیش که بازی می کرد یحویی افتاد و چشمش به یکی از اسباب بازی هاش خورد و در ناحیه سفید چشم نقطه سیاهی ایجاد شد، با این اتفاق من مثل همیشه گفتم چیزی نیست و خودش برطرف میشه ولی مامانی خودشو حسابی ناراحن کرد و به قول خودش قصه می خورد تا اینکه در آخر همون هفته به مشهد رفتیم و به یک بیمارستان تخصصی چشم و حدود سه ساعت درگیر یه معاینه چشم شدیم اول یه معاینه سطحی بود و بعد از اون دکتر گفت باید با دستگاه انتهای چشم رو ببینم و از اون قطره های که چشم رو باز می کنه ریختند توی چشم امیر خیلی به زحمت هر یه ربع یکی دو قطره ریختن تا بعد از یک ساعت چشمش باز شد امیر با اینکه چشمش خوب دید نداشت حسابی در محوطه بیمارستان اینور اونور رفت و موقع...
14 تير 1392
1