سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه 7 سال و 5 ماه و 25 روز سن دارد

یادگاری های امیر

روز مامان گلم

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش  که مهرش تا ابد در دلم جای دارد تو بهترین گل، میان شهر گلهایی تورنگ آفتابی، شب که می رسد مثل ستاره گویا مهتابی ، مادر خوبم    همسر عزیزم به خاطر تمام فداکاری هایت ممنون و همیشه دوستت دارم ...
21 فروردين 1394

امیر در اورتکند در سیزده بدر 94

با سلام  امسال 13 به در برنامه خاصی نداشتیم و قصد کردیم به یکی از ییلاقات اطراف مشهد بریم، البته مامانی برنامه ی ساده ای با دایی ها ریخته بود اما زیاد جدی نبود. روز 13 که آماده شدیم و به خانه دایی رضا رفتیم و دایی عباس و مادرجون هم آمده بودند تا تصمیم بگیریم کجا بریم و در مجموع به سمت جاده کلات به راه افتادیم و قرار شد در یک مکان خوش آب و هوا سیزده را به در کنیم ولی این رفتن همانا و بعد از حدود 3 ساعت طی طریق رسیدیم به منطقه تفریحی بهشت گمشده در نزدیکی روستای اورتکند و بعد از صرف نهار 13 که از دایی ها زحمت کباب کردن جوجه ها را کشیدن به علت خستگی استراحتی کردیم و هوا سرد و رو به تاریکی می رفت و به جهت رفتن به هشت بهشت باید شبی...
19 فروردين 1394

امیر در نوروز 94

با سلام  امسال موقع تحویل سال در خونه بودیم و در هنگام تحویل سال که مامان و بابا مشغول دعا بودند امیر آقا هفتاد یا شاید بیشتر پادشاه رو در خواب سیر می کرد که گفته اند که تا آخر سال خواب خواهد بود شاید... روز اول فروردین 94 امیر آقا با پوشیدن لباس های نو و جدیدش و بعد از گرفتن عیدی از بابا جونش و نیر گرفتن عکس یادگاری با هفت سینی که مامانی کلی واسش زحمت کشیده بود، تصمیم گرفت حهت اولین عید دیدنی به خونه مادر جون بره که البته سایر هم کیش هاش هم بودند و کلی با هم بازی و شلوغ کاری کردند . روز دوم نوبت دیدار آقاجون و عزیزجون بود و باید به تربت می رفتیم و بعدش هم به روستا که فامیل بابایی عید اونجا دور هم هستن و در راه برگشت هم ...
11 فروردين 1394
1