سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره

یادگاری های امیر

نوروز مبارک

قبل از اینا باید برای امیر یادگاری می گذاشتم ولی فرصت نشد تا به نوروز رسیدیم و چون در سفر بودیم بازهم کمی دیر شد بهرحال نوروز بر همه نی نی وبلاگی ها مبارک به زودی با عکس های سفر نوروز به روز خواهیم بود ...
8 فروردين 1392

11ماهگیت مبارک عزیز دلم

هزار هزار ساله بشی عزیزم با تنی سالم و تندرست خوشگل مامانی ، بزرگ و آقا شدی ، هر روز از روز قبل شیرین تر و خواستنی تر میشی قربونت بشم. دیگه باید روز شماری کنم برای امیرم تا لحظه تولدش  این لحظه با شکوه و به یادماندنی رو در کنار هم جشن بگیریم ان شاء الله خدایا شکرت هزاران هزار بار شکرت به خاطر این دوست داشتنی که به من و همسرم هدیه کردی. خودت نگهدارش باش. آمین امروز خورشید درخشان‌تر است و آسمان آبی‌تر نسیم زندگی را به پرواز می‌کشد و پرنده آواز  جدید می‌سراید امروز بهاری دیگر است در روز تولد مهربان‌ترین در میلاد کسی که  چشمانم با  حضورش بارانی است امرو...
5 بهمن 1391

عید فطر مبارک

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم مخصوصاً به دوستان عزیز وبلاگی این اولین عید فطر عزیز دلم است امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی نفس مامان و بابایی عید سعید فطر و پایان ماه صیام بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام که تا سال آینده، صفا و پاکی دل حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل ...
29 مرداد 1391

اولین شعبان امیر

بهشت و گلشن رضوان مزین است ،رواق منزل جانان مزین است. عرش وزمین برای جشن ، غرق زیور و جبرئیل درآسمان و زمین در حال صعود و نزول. درهای آسمانی گشاده و بر بام عرش، پرچم رحمت در اهتراز. ملائک کمر به خدمت بسته و در حال آمد ورفت. زمین نور باران است و  گویا خورشید هم منتظر است. چشم بود و افق بی انتهای آسمان ، گوش بود و نغمه بی پایان ملکوت . میلاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و امام سجاد و قائم آل محمد به همه پیروان راه آن بزرگواران مبارک باد . یه عکس هم از پا خوردن امیر به یادگار می گذارم ...
4 تير 1391

روز پدر

مجنون! یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود گفت یارب از چه خارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم،تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو،من نیستم گفت : ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یکجا باختم کردمت آواره ی صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن ب...
19 خرداد 1391