سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

یادگاری های امیر

امیر و اپن

1392/10/10 16:50
نویسنده : سید
2,428 بازدید
اشتراک گذاری

زمستون بخاطر بخاری مجبور شدیم یکی از مبلا رو بگذاریم کنار اپن و پلکانی برای امیر جهت رفتن روی اپن ایجاد کنیم که البته یک بار هم از روی اپن افتاد ولی خدا رو شکر به خیر گذشت ولی در کل حریفش نمی شیم و گاهی مجبور می شیم مبلو بکشیم وسط خونه تا امیر از سرش بیفته ولی اون بالا خیلی هم خوشحاله و با خودشو در وسط ستون اپن این ور اون ور می کنه و تاب تاب عباسی می خونه و بالاخره به زور میاریمش پایین فقط تنها کاری که نمی کنه به لیندای وسط اپن دست نمی زنه چون می دونه بابیی دعواش می کنه شدید ...

در این عکس اگر به قیافش نگاه کنید شرارت می باره ازش در ضمن اونایی هم که دستش هست پوله و و در حال شمردن هست و می گه فیس فیس و انگشتاشو این ور اون ور می کنه خیلی بامزه اس این کارش البته با اینکه باباش بانکیه ولی اینو از مامانش یاد گرفته .

اینم نمونه ای از خستگی امیر در یک روز سخت کاری بعد از برگشتن از خونه عمه که همون روی مبل خوابش برده بود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان آیهان کوچولو
10 دی 92 20:57
سلا ماشاالله امیر جان بزرگ شدن. خدا حفظش کنه براتون.زیر سایه امام رضا باشه همیشه.
سید
پاسخ
ممنون از لطفتان ایشالله همه بچه سلامت باشد
آرشیدا
10 دی 92 21:51
سلام عزیزم خیلی بامزه خواب رفته رو مبلکلا این مبل ها دشمن دیرینه اپن.کلید پریزها.دستگیره درها هستن شما صاف اومدین مبل رو گذاشتین جلو دشمن همه ی اینا یعنی امیر خان
سید
پاسخ
یک بار امیر لاستیک خراب ماشینشو از سمت فلزیش داش می کرد تو پریز برق که سریع کشیدمش عقب
مامان بردیا
13 دی 92 16:12
چقـــــــــــــــــــــــــــــــــدر خسته ای تو
سید
پاسخ
بس که شیطنت می کنه
ayhan
17 دی 92 19:36
ماشالله عزیزم از طرف ما هم نایب الزیاره باش عزیزم اگه دوست داشتید دوست باشیم بلینک لطفا و بخبر منو
سید
پاسخ
ممنون از لطفتان ضمنا لینک شما در پیام نیست که من بود و نبودشو چک کنم
مامان برديا
2 بهمن 92 19:28
آپم