سید امیر علیسید امیر علی، تا این لحظه 7 سال و 4 ماه و 19 روز سن دارد

یادگاری های امیر

اولین محرم امیرم

1391/9/7 20:46
نویسنده : سید
2,363 بازدید
اشتراک گذاری

روز جمعه ساعت 11 راهی خیرآباد که روستای آب و اجدادی بابایی است شدیم . همیشه برای مراسم عاشورا و تاسوعا میریم. اونجا مراسم بسیار خوب و قشنگی برگزار میشه و این اولین حضور شماست.

به گفته بابایی که هوای اونجا گرم و خوب است من هم دیگر راضی شدم که با بابایی بروم و گرنه میخواستم به خاطر یه گم سرماخوردگی که شما داشتید نروم. اما قسمت بود که برویم.

ظهر رسیدیم و هوا اونجا بسیار سرد بود و سوز بدی داشت و شما رو مادرجون (مامان بابایی) برد بیرون و یکی دوساعتی بیرون بودی. و همین بهانه ایی شد برای بدتر شدن شما و جوش و نگرانی من.

شب اول تا 11 شب خوب بودی و خوابیدی اما از ساعت 2 به بعد شروع به گریه و ناله کردی و ما بی خبر از اینکه شما چه دردی داری ، یه نیم ساعتی هم بابایی و عمه بابایی و آقاجون(بابا بابایی) رو بیدار نگه داشتی و بعد اونها خوابیدند من ماندم و درد شما.

صبحش که هنوز آرام نگرفته بودی به اسرار من بردیمت بیمارستان که معلوم شد گوش عزیز دلم عفونت کرده و دارو جدید گرفتیم.

این دو روزی که اونجا بودیم شما همش بغل من بودید به خاطر داروهایی که میخوردی یا خواب بودی یا بی حال دیگر بیرون نبردمت فقط ظهر عاشورا که هوا کمی بهتر و آفتابی بود بابایی شما رو برد بیرون تا تعزیه خوانی را ببینی و عکسی هم در کنار نخل آنجا گرفته که به یادگار میگزارم.

شب دوم با داروهایی که خورده بودی و تخم مرغی که برات شگستند آرام و خوب خوابیدی.خدا رو شکر

بعد از شام غریبان هم برگشتیم به خونه خودمون.

امسال من به خاطر شما در هیچ مراسمی شرکت نکردم باشد که سال دیگر در کنار عزیز دلم در همه مراسم های زیبای آنجا شرکت کنم. ان شاء الله

الان هم شکر خدا حالت بهتر است . البته کمی هم به خاطر دندان هایت این روزها در اذیت هستی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (7)
سجاد
7 آذر 91 20:55
سلام

اولین عاشورای حسینی من - بفرمایین بیاین _ منتظرم


اومدیم
مامان روژینا
9 آذر 91 23:53
آخی جونم چرا مریض شدی خالهههههه؟
اشکال نداره مامانی ایشاا... سال بعد حسابی میری عزاداری
مواظب این آقا کوچمولون باش هزارتا بوووووووووووووووس


حتماً عزیزم
ممنون از همدردیتون
مامان شاهزاده خانم
10 آذر 91 12:22
سلام مامان امیر خوبید اخی عزیزم حتما خیلی ناراحتی کشیدید. ایشاله دیگه مریضی بچه رو نبینید.راستی ماشاله چه بزرگ شده من چند وقتی نبودم بخاطر حال بدم الانم زیاد تعریفی ندارم اما گفتم سر بزنم بهتون و ماشاله گل پسرتون مرد شده.ایشاله همیشه سالم باشه


سلام عزیزم، ممنون
لطف دارید شما
لطف کردی عزیز به ما سر زدید
خاله مریم(مامان حسام کوچولو)
12 آذر 91 0:32
انشالله زود زود خوب بشی


ممنون عزیزم
خاله مریم(مامان حسام کوچولو)
12 آذر 91 13:39
سلام عزیزم حسام کوچولو توی مسابقه نی نی های فشن شرکت کرده اگه زحمتتون نیست بهش رای بدید.پیشاپیش از شما تشکر می کنیم
این آدرسhttp://ninimod.niniweblog.com/post20.php
و اینم کد عکسها: 0019.
دو بار هم می تونید رای بدید. فقط اطلاع بدید که حسام کوچولو ازتون تشکر کنه.
راستی تا پنج شنبه مهلت دارید

شرمنده وقت مسابقه تموم شده بود
مامان نازی
14 آذر 91 11:46
سلام گلم.دخترم کیانا توی مسابقه شرکت کرده خوشحال میشم اگه رای بدید و امکان اینکه 2تا رای بدید وجود داره و کد عکس کیانا 57 و سایت مسابقه http://ninimod.niniweblog.com/post24.php

شرمنده وقتش تموم شده
مامان روژینا
14 آذر 91 19:50
سلام عزیزم امیر جون رو تو مسابقه نی نی مدیا شرکت بده : www.blog.ninimedia.ir
1

مطالب پیشنهادی از سراسر وب